کد خبر: 1113229
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
آنقدر دست دست می‌کنیم که موقعیت‌ها از دست می‌رود
قید خرید آپارتمان امروز را  به امید ویلای فردا می‌زنیم تا حالا شده بخواهید کاری را شروع کنید ولی از انجامش بترسید؟ یا نترسید ولی بنا به دلایلی انجامش را به تأخیر بیندازید؟
حسین گل‌محمدی

تا حالا شده بخواهید کاری را شروع کنید ولی از انجامش بترسید؟ یا نترسید ولی بنا به دلایلی انجامش را به تأخیر بیندازید؟ معمولاً کمالگرایی و آرمانی فکر کردن باعث می‌شود کاری را که امروز می‌توانیم انجام دهیم به امید کامل‌تر شدن، دائم به تعویق بیندازیم تا اینکه دیر می‌شود و زمانش به سر می‌آید. مردی را می‌شناسم که عاشق نوشتن بود. همیشه یادداشت‌هایش خواندنی و جذاب بودند و هر بار که می‌گفتم آن‌ها را در یک مجموعه داستان منتشر کن می‌گفت حالا زود است. من نویسنده نیستم و هنوز خیلی کار دارد تا یک اثر خوب از آب دربیاید. یا هنرمندی که تابلو‌های زیبایی می‌کشید. برای حضور در نمایشگاه‌های مختلف دعوتنامه دریافت می‌کرد ولی نمی‌پذیرفت. کیفیت تابلو‌ها برای خودش راضی‌کننده نبود و می‌گفت هنوز خیلی مانده تا یک تابلوی حرفه‌ای و همه چیز تمام خلق کند. آن یکی همسایه‌مان دستپخت معرکه‌ای داشت. هر وقت غذا درست می‌کرد، بوی خوشمزه‌جاتش تا هفت تا محله آن‌طرف‌تر را پر می‌کرد. آرزوی قلبی‌اش این بود که یک روز آشپزخانه دایر کند و غذا‌های محلی و سنتی طبخ کند. حتی برای سبک فروش و تبلیغات نوین آشپزخانه‌اش برنامه داشت ولی هیچ وقت دل را به دریا نزد و شروع نکرد. هربار می‌گفتیم علاقه‌ات را جدی پیگیر شو، می‌گفت هنوز زود است. هنوز در طبخ فلان خورشت ماهر نیستم یا باید برنج‌هایم مانند فلان سرآشپز، عالی دربیاید. آن وقت دست به کار می‌شوم.
این تجربه به تعویق انداختن کار‌ها فقط برای کشف و تقویت استعداد فردی نیست. ممکن است در حیطه مالی باشد. قرار است یک مغازه لباس‌فروشی بزنی ولی هنوز اول راه هستی و آنقدر پول نداری که یک پاساژ یا مغازه دو نبش عالی اجاره کنی. وسع تو در حد یک مغازه معمولی در محله یا یک خیابان فرعی است. اگر بخواهی منتظر بمانی تا موجودی حسابت به اجاره یک مغازه بزرگ و شیک برسد ممکن است همین حداقل فرصت را از دست بدهی. با خودت فکر کن که از وسعت کمتر شروع می‌کنی، کم‌کم شناخته می‌شوی و به لطف مشتری‌های دائمی و تبلیغات مؤثر، می‌توانی کسب و کارت را رونق بدهی.
یا خیلی از ما شرایط خرید یک خانه خیلی معمولی را داریم ولی با خودمان می‌گوییم ما که تا الان مستأجری را تحمل کردیم، چند سال دیگر هم صبر می‌کنیم. در عوض یک خانه ویلایی می‌خریم. هدف ما متعالی است ولی گاه سنگ بزرگ نشانه نزدن است. ممکن است طمع داشتن یک خانه بزرگ فرصت همان خانه کوچک را از ما بگیرد.
اینکه ما بخواهیم در هر کار و موقعیتی، عالی ظاهر شویم خوب است. همین هدف باعث تلاش و امیدواری بیشتر ما می‌شود ولی اگر قرار باشد هر کاری را به امید عالی شدن به تأخیر بیندازیم، ممکن است هرگز آن اتفاق رخ ندهد.
یک روز به خودمان می‌آییم که خیلی دیر شده است و ما می‌مانیم و یک لیست بلند بالا از کار‌هایی که دوست داشتیم و نکردیم. حس‌هایی که دوست داشتیم و تجربه‌اش نکردیم. قرار نیست ما در هر حوزه‌ای که قدم می‌گذاریم، بهترین باشیم. مهم این است که حال دلمان با انتخاب‌هایمان خوب باشد و حس دوست داشتنی رضایتمندی را در وجودمان احساس کنیم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار